| حبذا عشق و حبذا عشاق | حبذا ذکر دوست را عشاق | |
| حبذا آن زمان که در ره عشق | بیخود از سر کنند پا عشاق | |
| نبرند از وفا طمع هرگز | نگریزند از جفا عشاق | |
| خوش بلایی است عشق، از آن دارند | دل و جان را درین بلا عشاق | |
| آفتاب جمال او دیدند | نور دارند از آن ضیا عشاق | |
| دادهاند اندرین هوا جانها | چون شکستند از آن هوا عشاق | |
| ای عراقی، چو تو نمیدانند | این چنین درد را دوا عشاق | |
| نگشادند در سرای وجود | دری از عالم صفا عشاق |