| طی شو وادی برهان و قیاس | تو بمانی و دل دوستشناس | |
| دوست آنجا که بود جلوهنمای | حجت عقل بود تفرقهزای | |
| چون نماید به تو این دولت روی، | رو در آن آر و، به کس هیچ مگوی! | |
| زآنکه از گوهر عرفان خالی | به بود کیسهی استدلالی |
| طی شو وادی برهان و قیاس | تو بمانی و دل دوستشناس | |
| دوست آنجا که بود جلوهنمای | حجت عقل بود تفرقهزای | |
| چون نماید به تو این دولت روی، | رو در آن آر و، به کس هیچ مگوی! | |
| زآنکه از گوهر عرفان خالی | به بود کیسهی استدلالی |