›
ریرا
›
شعر کهن
›
بهار
›
گزیده اشعار
›
قصاید
›
ای آفتاب گردون! تاری شو و متاب
ای آفتاب گردون! تاری شو و متاب
از فر پاک مقدمش امروز گشتهاند
احباب در تنعم و اعدا در اضطراب
جشنی بود ز مقدم او در نه آسمان
جشنی دگر به درگه فرزند بوتراب
صفحهی قبل
صفحهی ۲
شعر قبل
b
شعر بعد