| ای دو جهان ذرهیی از راه تو | هیچ ترا از هیچ به درگاه تو | |
| پشت فلک طوق سجود از تو یافت | شام عدم صبح وجود از تو یافت | |
| یافته از درگه تو فتح باب | بارگه آن الیتنا ایاب | |
| بر درت ای مایه ده زندگی | پیشه ما چیست بجز بندگی | |
| سوی تو نی دعوی طاعت بریم | عاجزی خود به شفاعت بریم |
□
| ای به نوازش در خود کرده باز | از من و از طاعت من بینیاز | |
| نفس مرا کوست سرای گداخت | گر ننوازی تو که خواهد نواخت | |
| تخم عمل ده که بکارش برم | ابر کرم بخش کزان بر خورم | |
| کشتم از ان ابر پر آوازه کن | گلشن امید مرا تازه کن | |
| آن عملم بخش که بی گفتنی | پیش تو ارزد به پذیرفتنی |