| جان من از بیدلان آخر گهی یادی بکن | ور به انصافی نمیارزیم بیدادی بکن | |
| شادمانیهاست از حسن و جوانی درسرت | شکر آنرا یک نظر در حال نا شادی بکن | |
| هر شبی ماییم و تنهایی و زندان فراق | گر توانی از فرامش گشتگان یادی بکن |
□
| آینه گر روی تست آه دل ای آه دل | علت اگر عشق تست وای من ای وای من |
□
| گفتی که نالهی تو به یار تو میرسد | آنجا که ناله میرسد آنجا مرارسان | |
| ما چون نمیرسیم بدان آرزوی دل | یارب تو آرزوی دل ما به ما رسان |
□
| باآنکه در شکنجه غم بسته ماندهام | هم باز مانده از چو تو باری نمیتوان | |
| ای ماه نو زحلقه به گوشان بندگیت | مابندهایم حلقه دران گوش در مکن |