| مرا داغ تو بر جان یادگار است | فدایش باد جان چون داغ یار است | |
| اگر جان میرود گو رو غمی نیست | تو باقی مان که مارا با تو کار است |
□
| تمنای دلم کردی و دادم | بفرما گر تمنای دگر هست ! | |
| اشارت کردی از ابرو به خونم | مرا باری مبارک شد جمالت | |
| چو زنبور سیه گرد سر گل | بگردم بر سرت بیخود ز بویت |
□
| زلف تو سیه چرا است ؟ ما ناک | بسیار در آفتاب گشتست |
□
| صبر و دل و نام و ننگ ما بود | عشق آمد و هر چهار برخاست |
□
| تلخی نشنیدم از لبت هیچ | یا خود می تو هنوز قند است؟ | |
| خامان پنهان دهند پندم | با سوختهیی چه جای پند است؟ | |
| جان در خم زلف تست بنمای | تا بنگرمش که در چه بند است؟ | |
| تا خط تو نودمید گل را | بر سبزه هزار ریشخند است؟ | |
| خواهم سر سرو را ببرم | گر قد تو یک سری بلند است؟ |
□
| زلفت سرو پا شکسته زان است | کز سرو بلند اوفتادست |