| بس که خوشدل با غم شبهای در خویش را | دوست میدارم چو طفل کور دل آدینه را |
□
| تا نظر سوی دو چشم تست یاران ترا | کی بود بیکاری آن مردم شکاران ترا |
□
| ای طبیب از ما گذر درمان درد مام جوی | تاکند جانان ما از لطف خود درمان ما |
□
| دی خرامان در چمن ناگه گذشتی لاله گفت | نیست مثل آن صنوبر در همه بستان ما |