| ذوق مشکل که گذارد دو نفس زنده مرا | گر شود یک نفس آن گوهر نایاب ز من | |
| از رخ و ابروی او روی نتابم به خدا | رو بتابند اگر قبله و محراب ز من | |
| محتشم گر به رفاقت شود آن بت مهمان | از تو دین و دل و دانش دگر اسباب ز من |
| ذوق مشکل که گذارد دو نفس زنده مرا | گر شود یک نفس آن گوهر نایاب ز من | |
| از رخ و ابروی او روی نتابم به خدا | رو بتابند اگر قبله و محراب ز من | |
| محتشم گر به رفاقت شود آن بت مهمان | از تو دین و دل و دانش دگر اسباب ز من |